تبليغاتX
A mon ami


A mon ami

آنچه امروز ثابت میشود زمانی تصور شده بود.ویلیام بلیک



 

اگه لحظه ای زیر پای من بیشتر سر میخورد من الان مرده بودم.چنان با ضرب به زمین اومدم که شیشه

   اتاقم شکست!!!خورد شد و ریخت دقیقا در مسیری مخالف من!!!

در حین افتادنم یه آن به این فکر کردم که من از کجا دارم میوفتم؟؟از بالکن به سمت حیاط که سه طبقه

 با من فاصله داشت یا از توی بالکن ! حتی فکر به اون حالت منو ترسونده بود!!وقتی بعد از گذشت چند

 دقیقه بلند شدم با دیدن خورده شیشه ها جا خوردم و از این هراس داشتم که نکنه یکی از این خورده

 شیشه ها مجروحم کرده باشه اما خدا بهم رحم کرد و یه تلنگر  کوچیک بابت یه سری از خطاهای

 زندگیم بهم داد.

از خدا ممنونم!!!

 life

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 11:2 بعد از ظهر توسط petti| |

من اگه نباشم ...

کی به فکر اینه که با هر گذشت روز جهانی کودک بره تو آینه به خودش نگا کنه و بگه :ای بابا!کلی از

 عمرمون رفته و ای داد دیگه از این روزگار که نمیذاره آدم یه فلاش بک بهش بزنه .مثه برق و باد میگذره.

من کودکی رو با هیچ چیزی عوض نمی کنم چون احساس میکنم هر چی دارم از همین کودکیم دارم و

 هر چیزی هم که قراره در آینده داشته باشم حاصل همه ی اون آرزوهای کودکیه!!!!

هزاران شمع در هر لحظه ی زندگی ما روشن میشن و به راحتی با یه بی اعتنایی خاموش میشن.

روز جهانی کودک هشداریست برای همه ی ما تا یه تلنگری به خودمون بزنیم که چی میخواستیم والآن

 داریم چه مسیری رو میریم.

roozegar

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 8:0 قبل از ظهر توسط petti| |

 

farshid shafi

نمی دونم تا به حال شده که دیدن شخصی یکی از آرزوهای بزرگ زندگیتون باشه یا مثلا  رفتن به یه جایی که دوست دارید برید از ته دل!

اولین بار که داشتم  میرفتم شمال رو یادم هست! یه کتاب مامانم برام خرید  به اسم "شاهکارهای ادبی جهان" من این کتاب رو از اول سفرمون تا آخر سفرمون میخوندم.

تصویر کتاب مربوط به داستان گالیور بود!

ازا اون روز تابه حال سال ها میگذره و من هنوز اون کتاب رو دارم .تا اینجا شاید به ذهنتون اومده که من

 شاید بازیگر نقش گالیور رو دیدم البته که اینجوری نیست!!!اونو که خدا بیامرزه! "ریچارد هریس" و

 میگم!!!

تصویر ساز اون کتاب "فرشید شفیعی" بود و من از اون روز تا به الان خیلی دوست داشتم توی این همه

 نمایشگاه تصویر سازی که میرم خب ببینمش!یا توی همایش ها٬ ورک شاپ ها٬و خلاصه ....

من به آرزوم رسیدم!!!!

ایشون الان به عنوان استاد تصویرسازی منه !!!!!

پ.ن (اینو از امین یادگرفتم):در همین جا از خدا میخوام که همه به آرزوهاشون برسن.

کپی نوشت:به دنبال آرزوهای خود باشید و دست از آن نکشید.

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 6:20 بعد از ظهر توسط petti| |

یادمه از موقعی که یادمه کنارم بود!

همدیگرو دوست داریم زیاد...

اگه قهر کنیم زود آشتی میکنیم!!!

دوری روی ما اثری نداره!!!

اما همین دیروز دلش شکست!!!

دل منم شکست وقتی چشماشو گریون میدیدم!!!

سمانه ٬ دوست دارم!

من رو هم در این غم بزرگ شریک بدون!!!

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 1:19 قبل از ظهر توسط petti| |


Design By : Night Skin